مشروح سخنان دکتر روحانی در دیدار صمیمانه با جمع کثیری از پیشکسوتان جهاد و شهادت
۱۳۹۲/۴/۲۵ ۲۱:۲۴ شماره : 109
مشروح سخنان دکتر روحانی در دیدار صمیمانه با جمع کثیری از پیشکسوتان جهاد و شهادت
دکتر حسن روحانی رییس جمهوری منتخب ملت ایران عصر امروز همزمان با هفتمین روز ماه مبارک رمضان با جمع کثیری از پیشکسوتان جهاد و شهادت دیدار کرد.

رییس جمهوری منتخب در این دیدار صمیمانه که جمع کثیری از فرماندهان ارشد دوران دفاع مقدس اعم از ارتش، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، مسئولان جهاد سازندگی و سایر نهادهای موثر آن دوران حضور داشتند، سخنرانی کرد.

این دیدار در چارچوب بیست و یکمین محفل انس پیشکسوتان جهاد و شهادت با هدف حفظ روحیه فداکاری و ایثارگری دوران دفاع مقدس و تجلیل از حماسه آفرینی های رزمندگان دفاع مقدس برگزار شد.

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمين و صل الله علي سيدنا محمد وآله الطاهرین

با یاد امام عزیز که هرچه داریم از او داریم، یاد آن بزرگ مرد، آن کسی را که راه ایستادگی، استقامت، جوانمردی، خلوص به همه ما آموخت.

با یاد همه شهیدان آن عزیزانی که از فرودین سال 1342 تا 22 بهمن 57 و تا اولین روز دفاع مقدس 31 شهریور 1359 و تا آخرین روز ایستادگی در هشت سال دفاع مقدس یعنی 29 مرداد 1367 و تا امروز، همه شهیدان، همه آن هایی که به مقام قرب الهی دست یافتند، همه آن ها که بر ما سبقت جستند، همه آن هایی که محبوب یار شدند و به دیار ابدی شتافتند و نه بهشت که به فردوس اعلاء پیوستند، همه شهیدان، شهیدان رمضان، رمضان سال 61 و شهیدانی که گمنام به جبهه رفتند و گمنام در خاک خفتند.

با یاد همه عزیزان جانباز که چه سختی ها کشیدند و می کشند و چقدر محبوب و عزیز حق هستند، چه روزهای سختی را اما با یک دنیا غرور و افتخار، زندگی را می گذرانند، با تنی سخت با روحی بلند و همه آزادگان عزیزی که چه روزهای سختی را گذراندند در زیر شکنجه صدامیان مقاوم ایستادند، در دل دشمن مرگ بر صدام گفتند، آن غرور و آن عظمت از یاد رفتنی نیست و بر همه ایثارگران، بر همه شما عزیزان که من چهره تک تک شما را که نگاه می کنم یاد آن روزهای پرغرور مقاومت و ایستادگی در سراسر جبهه از زمینش از دریایش از آسمانش چه کردند آن هایی که هشت سال که نه در برابر عراق که در برابر دنیا ایستادند.

من وقتی با یکی از مقامات سعودی سخن می گفتم و از او گله کردم و مواردی از کمک او به صدامیان را یادآوری کردم به من گفت فقط این ها نبود که تو گفتی و او چند مورد جدید را گفت که لااقل من مطلع نبودم.
او گفت ما در 70 کیلومتری بندر اصلی جده یک بندرگاه ویژه حمل و نقل امکانات جبهه صدام را تاسیس کردیم که هر چه می خواهد بیاید از این بندرگاه به سمت عراق ببرد.

آن شب با آن آقا سخن زیاد گفتیم و او بهانه هایی آورد که چرا به صدام کمک کرده اند و من به او پاسخ گفتم، در پایان آن گفت و شنود و آن بحث های مفصلی که هفت ساعت به طول انجامید گفت حالا بگو چه کنیم برای آینده.

من خواستم بگویم همه به صدامیان کمک کردند و ما تنها بودیم اما خدا را داشتیم ان تنصروا الله ينصركم، خداست که همه قدرت ها از آن اوست و چی هست اگر قدرت های بشر در برابر قدرت حق به این مقایسه، مقایسه ای واحدی است.

ما تنها بودیم اما خدا را داشتیم، تنها بودیم اما ملت را در کنار جبهه های نبرد داشتیم، تنها بودیم اما امام را داشتیم، تنها بودیم اما همه دست به دست هم دادیم.

من یک جمله در پرانتز بگویم، هیچ کس نگوید که ما بودیم و دیگران نبودند همه بودیم، من یک وقتی در تابستان سال 62 بود، رزمندگان خودشان را برای عملیات بدر آماده می کردند آنجا در جبهه های جنوب فرزند آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) را که آن روز رییس جمهور کشور بودند، دیدم، عصر آن روز فرزند آیت الله موسوی اردبیلی را دیدم که آن روز رییس قوه قضاییه بود و شب فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی را دیدم که هم رییس مجلس بود و هم آن روز از طرف امام فرمانده جنگ بود، از سال 62 به بعد فرماندهی جنگ را داشت، گفتم خدایا همه هستند رییس جمهور، رییس مجلس، رییس قوه قضاییه، این جبهه هست که می تواند در برابر دنیا بایستد.

من اصلا دوست ندارم که در دوران دفاع مقدس بگوییم سیاسیون کجا بودند؟ نظامیون کجا بودند؟ ارتش کجا بود؟ سپاه کجا بود؟ جهاد کجا بود؟ ناجا کجا بود؟ عشایر کجا بودند؟ همه بودند، بعضی ها بیشتر تلاش کردند بیشتر زحمت کشیدند اما کدام عملیات بود که ارتش بگوید من فقط بودم، کدام عملیات بود که سپاه بگوید من فقط بودم، کدام عملیات بود که بسیج بگوید من فقط بودم، همه بودند، خیلی از حرف ها هست، خیلی از گله ها هست اما عظمت کار را ببینیم، پیروزی را ببینیم، کار بسیار عظیمی انجام گرفت در برابر توطئه جهان، رزمندگان اسلام پشت به پشت هم، دست به دست هم ایستادند، پیروز شدند، آیا می شد بدون کمک یکدیگر ما پیروزی را بدست بیاوریم؟ شما عملیات های بسیار بزرگی را داشتید از ثامن الائمه گرفته که آغاز پیروزی های ما بود تا فتح خرمشهر که فتحی از یاد نرفتنی است.

سایرعملیات ها طریق القدس، فتح المبین، الی بیت المقدس که همان پیروزی خرمشهر بود پایانش تا بعد همه عملیاتش، رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر یک تا برسیم به خیبر و بدر و تا عملیات و مهم والفجرهشت و تا عملیات های بعدی، همه با هم بودیم مگر بدون هم می توانستیم پیروز شویم؟ مگر بدون هوانیروز، بدون نیروی هوایی، بدون توپخانه، بدون بسیج، بدون سپاه، بدون نیروی زمینی ارتش، بدون عشایر می شد، همه بودیم اما یکی سهمش بیشتر، یکی سهمش کمتر.

نکات ریز را بزرگ نکنیم نکات اصلی را مدنظر قرار دهیم، همه شهید دادند، از شیرودی و کشوری گرفته در هوانیروز تا بابایی و ستاری گرفته در نیروی هوایی تا صیاد شیرازی تا خرازی ها تا باکری ها تا همت ها تا جهان آراها تا علم الهدی ها تا زین الدین ها، مگر یکی دوتاست این همه سرداران، این همه بزرگان، مگر می شود اسم برد مگر ده تا و صدتا بودند تا آن هایی که سنگرسازان بی سنگر بودند تا آن بسیجی های عزیز آن چهره هایی که غبار جبهه بر سیمای آن ها نشسته، بر قدمهایشان نشسته است؛ آن قدمی که خاک و گرد جبهه بر او نشسته، آتش بر او حرام خواهد بود.

این ماه، ماه عبادت است، شهر الصیام، شهر القیام، شهر التوبه، شهر المغفره، شهر الرحمه، شهر عتق من النار، این ماه، ماه روزه است، ماه قیام است، ماه توبه است، ماه نزدیکی به حق است، ماه رحمت است هیچ کس نمی داند ماه رمضان دیگر هست یا نیست، همه باید قدر بدانیم این ماه رمضان را، رمضان مغفرت، رمضان نزدیکی به حق، رمضان مغفرت.

به فال نیک می گیرم که دولت جدید کارش را در رمضان آغاز می کند که افضل الشهور، ایامش افضل الایام، لیالی آن افضل اللیالی، شهر القرآن، شهر الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ، شهر لیله مبارکه، شهری که شب قدر در اوست خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، در این شهر مغفرت در این شهر معرفت دل های شماها پاک است قدم های شما استوار بوده کار بزرگی کردید، کی می تواند کار شما را توصیف کند، کی می تواند کار هشت سال دفاع مقدس را توصیف کند، همه آن هایی که در جبهه های نبرد بودند.

تنها شبی که از شب قدر بالاتر هست ألا أنبئكم بليلة هي أفضل من ليلة القدر، پیغمبر فرمود شب قدر، مگر از آن هم بالاتر داریم خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، همه عمر، الف شهر یعنی 80 سال یک شبش از 80 سال بالاتر است عبادتش از عبادت همه عمر بالاتر است مگر از آن شب بالاتر هم داریم؟، پیامبر(ص) فرمود می خواهید به شما شبی را معرفی کنم که از شب قدرهم بالاتر است، کدام شب؟ شب آن پاسدار، شب آن رزمنده، شب آن نگهبانی که شب را بیدار می ماند و اطمینان ندارد تا صبح زنده می ماند، به خانه اش برمی گردد یا همانجا پایان زندگی اش است، چقدر شما آن شب هایی را داشتید که هیچ اطمینانی نداشتید که تا صبح زنده بمانید، چه ماه هایی در جبهه داشتید که هیچ اطمینان نداشتید به خانه برمی گردید، چند بار با خانواده هایتان برای آخرین بار خداحافظی کردید؟ چه کشیدند این خانواده ها، چه تحملی کردند همه ایثارگران، ما فکرمی کنیم دراین جهاد فقط رزمنده های توی جبهه بودند بچه های کوچکشان، خانواده هایشان، پدرهایشان، مادرهایشان، خواهرهایشان، همه آن هایی که وقتی رزمنده خداحافظی می کرد نمی دانستند می آید یا نه.

خدا رحمت کند یکی از شهدای عزیز را، شهید عزیز خلبانی به من می گفت فلانی برنامه عملیات فردا را شب به این خلبان ما نگو، اینکه بداند صبح می خواهد ماموریت برود شب دیگر خوابش نمی برد، صبح عملیات است صبح به آن ها بگو، اگر می خواهی بگویی بروند بغداد صبح به آن ها بگو.

آن هایی که هر روز با زن و بچه خداحافظی می کردند، آن هایی که هر ماه با زن و بچه خداحافظی می کردند، کجا ما بیشتر از همیشه موفق شدیم؟ شما همه می دانید هر جا خلوص بود هرعملیاتی که خلوص در آن عملیات بیشتر بود ما راحت تر پیروز شدیم، من نمی خواهم یاد کنم از عملیات ها و از برنامه ها، شما بهتر از من می دانید.

به من گفته شد من پیشکسوتم، نه من یک سرباز کوچک بودم اگر خدمتی کرده باشم در آن هشت سال، شماها پیشکسوت بودید، شهدای ما پیشکسوت بودند، بسیجی ها پیشکسوت بودند، رزمنده ها پیشکسوت بودند، امثال بنده یک کمک کوچکی بودیم، کناری گوشه ای، شما بهتر از من می دانید آنجا که خلوص بود، خلوص همیشه بود انشاءالله، آنجا که خلوص بیشتر بود ما راحت تر پیروز شدیم، یک جاهایی یک چیزهایی مشکل برای ما درست می کرد این درس هشت سال برای همه ماست، خلوص، فی سبیل الله، برای خدا کار کردن، اولین درسی بود که جبهه به ما آموخت.

دومین درسی که جبهه به ما آموخت ابتکار بود؛ هرجا ما فکر کردیم، اندیشیدیم و ابتکار به خرج دادیم خیلی کارها شد کارهایی که فکرش هم نمی شد، پل خیبری که اصلا معروف شد به پل خیبری در عملیات خیبر بود که شروع شد مگر ابتکار نبود؟ کی فکر می کرد ما 10 کیلومتر، 12 کیلومتر، 14 کیلومتر بتوانیم پل شناور روی آب درست کنیم.

درعملیات بدر چقدر ابتکار بود، لدرها، بولدوزرها، چه جوری ما سیل بندها را بشکافیم، طرح هایی که بود، چقدر فکر شد، چقدر طراحی شد خود عملیات چطور طراحی شد، چه کارهای عظیمی انجام گرفت، بعد از فاو آن پلی که ساخته شد، پل بعثت، ساعت ها و روزها فکر شد توسط مهندسین مختلف، مگر ابتکار نبود این ها، در عملیات والفجر8 شب هایی تا صبح بیدار ماندند عزیزان ما تا فکر کنند چه جوری می توانیم از سیستم هاگ استفاده کنیم چون در بدر ما نمی توانستیم استفاده کنیم، در خیبر نتوانستیم استفاده کنیم چون موشک های ضد تشعشع می زد تا ما رادیو را روشن می کردیم می خوابید، نمی توانستیم استفاده کنیم در عملیات بدر ما یک فروند هواپیمای عراقی را زدیم به دلیل اینکه نمی توانستیم از بعضی از سیستم ها به خوبی استفاده کنیم. در والفجر 8 چرا توانستیم 73 هواپیما عراقی را سرنگون کنیم لااقل 63 تا را خود عراقی ها اعتراف کردند.

آقای حاج محسن (رفيقدوست) آمده بود قرارگاه همه بدنش خاکی بود گفتم چرا خاکی هستی؟ شاید حالا آقا محسن (رضايي) یادش باشد، می گفت از بس در خاک ها غلطیدم، گفتم برای چه غلطیدی؟ گفت هی دیدم یک موشک هاگ رفت یک هواپیمای عراقی را انداخت من پیاده شدم از خوشحالی در خاک ها غلطیدم.

چرا ما توانستیم، چه جوری توانستیم در والفجر 8، در پدافند هوایی یک کار معجره ای بوجود آمد، چرا؟ البته همه عنایات حق بود، یکی از مسوولین پدافند به من گفت در این عملیات باید همه سیستم پدافندی ما به نام فاطمه زهرا باشه والا ما پیروز نمی شویم من همه وجودم را امید فرا گرفت، گفتم حالا معلومه که خدا ما را پیروز می کند، این همه فکر کردیم، برنامه ریزی کردیم، می گوید این برنامه ها هیچ چی، باید تمام سایت های ما به نام فاطمه زهرا باشد والا ما پیروز نمی شویم و می دانید تمام سایت های هاگ ما در والفجر8 به نام کوثر بود، کوثر یک، کوثر دو، کوثر سه، ان وقتی که وصل شدیم به اهل بیت نزدیک شدیم به اهل بیت، هر وقت دامن فاطمه زهرا را گرفتیم ما را ناامید نکرد هر وقت به سمت اهل بیت رفتیم اهل بیت ما را مایوس نکردند این درس ما از جبهه است امروز هم نزدیک شدن به آن خاندان است که ما را پیروز می کند.

امروز هم توجه به حق ما را پیروز می کند، آن تجارتی که همیشه پرسود است آن تجارت با خداست رزمندگان ما با خدا تجارت کردند، اشتراکشان با خدا بود، بیعتشان با خدا بود و لذا پیروز شدیم.

ما در جبهه پیروز شدیم، در برابر جهان پیروز شدیم؛ هروقت خلوص بیشتر بود هر وقت ابتکار بیشتر بود هر وقت هماهنگی بیشتر بود هر وقت برادری شدیدتر بود هر وقت همه دست به دست هم دادیم و در کنارهم قرار گرفتیم، امروزهمان راه پیش پای ماست، در این انتخابات کی این عظمت را آفرید، دشمن چی فکر می کرد، روزهای اولیه که فضای انتخابات شروع شد، چقدر تردید بود، چقدر سوء ظن بود، خیلی از آدم های پاک، خیلی از آدم های خالص ناامید و مایوس بودند، بعضی ها سوء ظن ها داشتند؛ بدگمانی ها بود، تردید ها بود، شک ها بود، چه جور خدا این فضا را برگرداند، هرچه ما جلو رفتیم زمینه هموارتر شد، آسمان با ما یار شد، خدا خواست، مگر می شد، دشمن فکر می کرد یک شکاف دائمی بین حاکمیت و مردم به وجود آورده و این شکاف روز به روز بیشتر می شود و هیچ وقت این شکاف پر نمی شود، مگر این نبود فکر دشمن، مگر خیال دشمن این نبود، خیلی ها فکر می کردند یک انتخاباتی بی روح، یک انتخاباتی سرد، یک انتخاباتی بی رمق، یک انتخابات حداقلی، بعضی از دوستان گاهی می گفتند انتخابات که حداقلی خواهد بود حتما، شاید هم بهتر باشد حداقلی باشد، فکرهای دیگر می شد، دشمن یک جور فکر می کرد، دوست یک جور ناامید بود، خدا چه کرد با این دل ها، رهبری چه کرد با آن تدبیرش، از آغاز کار از آن سخنرانی فروردینش، قدم به قدم هدایت کرد جامعه را، چه فضای خوبی درست شد چه نشاطی درست شد، چه حضوری درست شد، این انتخابات بی تردید بلوغ مسوولین و بلوغ ملت بود.

این انتخابات رشد فکر بود، این انتخابات خرد جمعی بود، این انتخابات حضور همه در صحنه بود، این انتخابات بیعت مجدد با امام بود، بیعت مجدد با انقلاب بود، بیعت مجدد با آرمان های بلند بود، بیعت مجدد با اهداف ملی بود، بیعت مجدد با منافع ملی بود؛ کی فکر می کرد این همه حضور، 73 درصد، 73 درصد جمعیت واجدین پای صندوق آرا آمدند، چه انتخابات زیبایی، چه انتخابات شکوهمندی، نه گله ای بود نه شکایتی بود، هیچ کس نگفت از این انتخابات من ناراضی هستم، چه شادی به وجود آمد، همه شادی کردند.

هیچ کس احساس نکرد در این انتخابات شکست خورده، هیچ جناحی احساس نکرد در این انتخابات شکست خورده، آن خادمی هم که رای آورد آنقدر در زندگی اش با معتدلین این جناح و معتدلین آن جناح آنقدر نزدیک بوده که هر دو جناح احساس پیروزی کردند، همه پیروز بودند، آن ها هم که در صحنه انتخابات به ظاهر ما رقابت می کردیم، آن ها هم احساس پیروزی کردند. به زبان نگفتند پیروزیم، به دل احساس کردند پیروز شدند من این را دیدم، بعد از انتخابات در ملاقات با این عزیزان دیدم به دل احساس پیروزی می کنند، چه کسی و کی می توانست این کار را بکند جز اراده حق، جز لطف اهل بیت، جز توجهات حضرت ولی عصر مگر می توانیم چیز دیگری بنامیم.

همه ما که به صحنه رقابت آمدیم همه ما مشکلات کشور را می دانستیم؛ در مناظره ها همه گفتند، در سخنرانی ها همه گفتند اما هیچ کدام از مشکلات نهراسیدند، همه سینه سپر کردند، مگر در جنگ ما مشکلات را نمی دانستیم مگر ما نمی دانستیم هیچ کس به ما هیچ چیز نمی دهد، شما که می دانید، آن کشورهایی هم که با ما تعهد و قرارداد داشتند حتی سیم خاردار هم به ما ندادند.همه می دانید که چه وضعی داشتیم، می دانید به دشمن وسط جنگ انواع هلی کوپتر دادند، این ها را می دانید، می دانید آواکس ها در منطقه برای آن ها جاسوسی می کرد، می دانید همه این ها را، می دانستید چه کسانی شیمیایی دادند، چه کسانی امکانات موشک دادند، می دانستید دست ما خالی است، اما تردید کردید، شما فرماندهان تردید کردید، آن بسیجی و سرباز تردید کرد؟ ما تردید نکردیم در پیروزی، ما در عنایت حق تردید نکردیم، کی فکر می کرد خدا آنجور پیروزی خرمشهر را برای ما سهل کند، کی بود آن همه عراقی را اسیر کرد وآورد پشت جبهه، یک اسیر نفر نبود هزار نفر نبود، 19 هزار نفر بود، کی برای شما سهل کرد عبور از اروند را، کی به شما داد فتح فاو را، جز خداوند، جز عنایات حق.

مگر می شد فکر کرد، اگر ما تردید نکردیم در هشت سال دفاع مقدس و خدا ما را پیروز و سربلند کرد و سرمایه جاودانی شد، خون شهیدان شما سرمایه جاودانی برای این کشور شد، دنیا امروز با یک نگاه دیگر به ما نگاه می کند بعد از هشت سال دفاع مقدس، خیلی حرف زده می شود، این گزینه هم رو میزه، شماها لبخند می زنید وقتی این ها را می شنوید، یک رژیم منفور در این منطقه هر روز تهدید می کند، شما لبخند می زنید، کی هستند صهیونیست ها که ما را تهدید کنند؛ چرا نمی توانند تهدید واقعی کنند؛ چرا نمی توانند قدم نظامی بردارند علیه این ملت، چون سرمایه هشت سال دفاع مقدس را دارد. هشت سال ایستادگی بود، می دانند اگر هر روزی هر اتفاقی بیفتد این ملت همان جور اما قوی تر، مصمم تر، با شهامت تر، با خلوص بیشتر، ایستادگی خواهد کرد، جنگ دیگری بر ما تحمیل کرده اند، جنگ سیاسی، جنگ اقتصادی، جنگ روانی، اما ملت در این انتخابات چی گفت؟ ملت آمد گفت باید بایستیم اما طرحی نو دراندازیم.

ملت ایران مگر گفت ما عقب نشینی کنیم؟ نه، ملت گفت ما ایستادگی می کنیم اما ملت گفت با نقشه ای و تدبیری دقیق تر و حساب شده تر، تمام پیام انتخابات همین بود.

پیام انتخابات این بود که افراط گری ما را به جایی نمی رساند تعقل ما را به هدف نهایی می رساند.
انتخابات چی به ما گفت؟، گفت شکاف و اختلاف ما را به جایی نمی رساند وحدت ما را به پیروزی می رساند چرا اشتباه یک نفر، دو نفر، پنج نفر، یک گروه، یک حزب را این قدر دوست داریم کش بدهیم، بابا پیغمبر که همه چیز را از او داریم رحمت عالمیان است مگر او دل مردم را نمی خواند، مگر همه خالص بودند پیغمبر با همه رفتار برادرانه می کرد، آن منافق را هم پیغمبر می شناخت ولی می آمد در نماز جماعت پیغمبر، می آمد کنار سفره پیغمبر، همین که در مقام عمل اقدام عملی نمی کرد یا اقدامی کرده بود توبه می کرد، چه کرد پیغمبر، گفت ابوسفیانی که همه گرفتاری ها از این آدم بود همه جنگ ها همه فتنه ها مگر نبود از ابوسفیان؟ گفت نه او آزاده و خانه اش مامن است، از پیغمبر بیاموزیم و بگذریم، گذشت داشته باشیم، به فکر اهداف بلند و آینده باشیم همه ما ممکن است اشتباهی و خطایی کرده باشیم، طرف می گوید من طرفدار نظام هستم، ما به زور می گوییم نیستی؛ خیلی واقعا خنده دار است، طرف می گوید من تابع ولایت فقیه هستیم به زور می گوید تو نیستی، چرا این کار را می کنیم، زمینه را برای اتحاد وحدت و همدلی آماده کنید، به خدا قدرت ملی در سایه وحدت ایجاد می شود مگر امام آن همه بر وحدت تاکید نکرد؟، مگر امام نگفت من از دشمن خارجی نمی ترسم از اختلاف شما ها می ترسم، کمک کنید دست به دست هم دهیم و از اختلافات و مشکلات عبور کنیم، مشکل را افزوده نکنیم.

واقعا آن هایی که آماده بازگشت هستند تسهیل کنیم راه را، هذه شهر التوبه، این توبه برای همه جا، آنکه خودش می گوید، خطا کردم برگشتم، می گوییم نه برنگشتی، می گوید آماده فداکاری هستم، می گوییم نه تو آماده نیستی، بابا این اسلام همان است که گفت اشهد ان لااله الا الله واشهد ان محمدا رسول الله، به عنوان مسلمان بپذیر، به عنوان برادر بپذیر و قبولش کن.

پیام این انتخابات وحدت، اتحاد ویگانگی بود، پیام این انتخابات تعامل بود تعامل هم در داخل و هم با جهان، ما با حفظ اصولمان باید با دنیا تعامل کنیم، سیاست خارجی پویا، تعامل سازنده، تعامل موثر، البته که با احترام متقابل، البته که با منافع متقابل، البته که با حفظ حقوق، این ها که جای تردید نیست جای بحث نیست، کدام ایرانی است که بگوید از منفعت ملی ام، از حقوق ملی ام، از امنیت ملی ام می گذرم؟ روشن است اما می توانیم با دنیا تعامل کنیم، می توانیم با منطق حرف بزنیم، می توانیم قدم به قدم جلو برویم.
انتظارات جامعه، مطالبات جامعه، توقعات جامعه حتما باید منطبق باشد با امکانات و توان ملی، با ظرفیت ملی، مردم ما این توجه را دارند به خوبی، مگر دولت می تواند به تنهایی موفق شود، مگر امکان دارد بدون همه مردم، در جبهه ما کی پیروز می شدیم ؟ وقتی همه با هم بودیم، همین ملت می آمد همه ملت از دانش آموز، دانشجو، کارمند، کارگر همه می آمدند وقتی همه می آمدند ما پیروز می شدیم.

امروز هم همه باید به صحنه بیایید، دولت یازدهم دولت تدبیر و امید دستش اول به سمت حق است و از خداوند استمداد می طلبد و بعد دستش به سمت آحاد این مردم، تک تک این مردم، و فقط این خواهد بود، عنایت حق و حضورهمه مردم، وحدت همه قوا، تعامل همه قوا زیر نظر مقام معظم رهبری با رهنمود های ایشان، چرا ما موفق و پیروز نشویم، خیلی مشکلات داریم اما به حول قوه الهی از مشکلات عبور خواهیم کرد.

چه کسی این انتخابات را برای ما به این زیبایی حماسه ساخت؟ همان قدرتی که این انتخابات را به یک حماسه بزرگ تبدیل کرد همان قدرت، آرزوهای ملی این ملت و اهداف این ملت و مسیری را که ما طی می کنیم با عنایتش پیروز خواهد کرد.

توقع این دولت اگر از شما پیشکسوتان بیشتر از دیگران باشد، نابجا نیست، شما پیشکسوت هستید، شما ایثارگرید، شما رزمنده اید، شما نشان دادید در برابر دشمن ایستادید، ملت ما هم نشان داده، توقع این است که شما بیش از دیگران به دولت کمک کنید با همه توان و امکاناتتان، با فکرتان، با اقدامتان، دولت مبنایش این است که از تمام گروه های تخصصی مردمی استفاده کند، دولت مبنایش در اقتصاد این است که زمینه را برای فعالیت مردم آماده کند، دولت مصمم است که شکاف های اجتماعی را از بین ببرد، سرمایه ملی را افزایش دهد، درهمه این زمینه ها درهر بخشی پیشکسوتان آن بخش باید پیش قدم باشند و شما پیشکسوتان جهاد و شهادتید پس توقع از شما بیشتر است پس همه باید دست به دست هم دهیم و همه باید قدرت ملی را بسازیم.

شما بدانید تا قدرت ملی ما ساخته نشود دشمن در برابر ما سر فرود نمی آورد، قدرت ملی یعنی اقتصاد قوی، قدرت ملی یعنی وحدت داخلی، قدرت ملی یعنی سیاست خارجی فعال و پویا، قدرت ملی یعنی ایمان قوی، قدرت ملی یعنی انگیزه قوی، قدرت ملی یعنی فرهنگ قوی، قدرت ملی یعنی اتحاد همه قوا، این قدرت ملی است که می تواند ما را در برابر دشمن و همه آن هایی که سربلندی این کشور و ملت را نمی خواهند موفق کند و ما را پیروز کند.

خیلی تشکر می کنم از همه عزیزانی که این فرصت را فراهم آوردند تا من چند جمله با شما عزیزان با شما مخلصان سخن بگویم، حرف بزنم با شما که یادآور خاطرات بیادماندنی هشت سال دفاع مقدس هستید.
خدا همه ما را موفق کند، همه ما را پیروز کند، عنایات حق همواره بر سر این ملت مستدام باشد، وحدت و اتحاد در جامعه ما برقرار باشد، و انشاءالله همه ما را برای انجام و رسالت ملی مان، انقلاب مان، اسلام مان موفق و پیروز بگرداند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته